تبليغاتX
ناله از زندگی


ناله از زندگی

دلتنگی

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام به دوستای گل خودم فدای همتون شم وای اگه من این وبلاگ واین دوستای خوبی مثل شماها نداشتم باید دردو دلم به کی میگفتم ....دوستان گلم ازتون کمکم می خواستم ببینم من با حمید ازدواج کنم ایا عشق به وجود می اید وایا من خوشبحت میشم یانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من اصلا به او هیچ علاقه ای ونه به اوهیچ  احساسی  هم ندارم ولی مادرم وبدرم می گویند که حمید بسر خوبیه ولی من دوستش ندارم  ...می خواستم هر چه زودتر بهم کمک کنید چون من دو روز دیگه عقدمه وای خیلی بد کسی که به او هیچ علاقه ای نداری باید بشی همسر اینده اش وای خیلی بد....... من حالا افتادم توی یه چاه که هیچ راه نجات ندارم ...از خدا می خواهم که هیچ مسلمانی مثل من براش بیش نیاد همیشه از خدا خواستم وحالا هم ازش می خواهم که همه ی مسلمان به عشق واقعیشون برسن من حالا احساس میکنم که در زندگی شکست خوردم .............اصلا من توی این دنیا دل خوشیم چی باشه ای خدا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 19:7 توسط سرنوشت باما چه کرد|

سلام به دوستانه گل خودم واییییییییییییییییییییییییییییییییییی نمیدونید چقدر دلم برای همه اتون تنگ شده بود تواین دوماه فداتون بشممممممممممم من

خدایا من از این زندگی سیرم اصلا من توی این دنیا به خاطر کی باید نفس بکشم به خاطر کی باید قلبم بزنه به خاطرکی صبح ها از خواب بیدار بشم خدایاااااااااااااااااااااااااااااابه خاطر کی خدایا من حالا چهارسال از نامزادی منو حمید میگذاره ولی هنوزکه هنوزه دوستش ندارم به خدا عشق به زوری به دست نمیاد ای خداتا کی من بایداین عذاب راتحمل کنم  خدایا بسهخدایا مگه من توی این دنیا چه گناهی کردم که باید اینجوری زجر بکشم اخه منم دوست دارم مثل بقیه ادم ها یه عشقی داشتم مگه چی میشد از این زندگی دیگه بیزارم دیگه طاقت این همه زجر ندارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ای خدا ازت می خواهم هرچه زودتر ازاین تاریکی وبن بست نجاتم بدهی  خسته ام از این زندگی اجباری خدایا یه دری به رویم بازکندیگه حتی نمی تونم نفس بکشم ای خدااااااااااااااااااااااااااااا خسته ام

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:27 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

 

يـادتان اينجا بماند يادگار
نامتان در حرف دل شد ماندگار
امشـب اي ياران ، مـرا مهمان كنيد
چاره اي بـرسينـه ســوزان كـنيد
مســت مسـت بـاده نـابم كـنيد
از دعـا سيراب سيرابم كـنيد
گوشه اي افـتاده مست و باده نوش
درهمين دور و برا امشب خـموش

 

نظرات دوستان برام خاطره است چه اون دوستاني که هميشه نظرات محبت اميز داشتند و چه اون دوستاني که نظرات طنز اميز برايم به يادگار گذاشتند ، دوستان گلم نمیدونیدکه حالا چه حس بدی دارم که می خواهم ازتون جدا شم ..اگه خوبی وبدی از ما دیدن حلالم کنیداینو بدونید من هیچ وقت شماها را فراموش نمی کنم

  

 

خداحافظ  همین حالا

 

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که...

بفهمی تر شدن چشمام

خداحافظ کمی غمگین

به یاد اون همه تردید

به یاد اون آسمونی که

منو از چشم تو میدید

    اگه گفتم خداحاففظ       نه اینکه رفتنت ساده ست

نه اینکه میشه باور کرد       دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اینکه          نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو            همینه رسم این دنیا

خداحافظ

                                                                                                                  

نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 23:44 توسط سرنوشت باما چه کرد|

ای خدا از هر چه زندگی بدون عشقه متنفرم

شهر تاریک وخلوت

آسمان تاریک وگرفته مثل من بغض گلویش را پر کرده

دیگر نه حسی برای نوشتن ونه حسی برای خواندن دارم زندگی سخت مرا درگیر خود کرده

میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست

می دانم چنین جایی نیست

هیچ چیز نیست

آبی نیست دریایی نیست

پر از خالی ست همه جا....

ای خدا از این تنهایی خسته ام ...................ای خداااااااااااااااااااااااا نجاتم بده

نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 0:35 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

می رسد روزی که فریاد وفاراسر کنی می رسد روزی که احساس منو باور کنی می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود خاطرات رفته ام مو به مو ازبر کنی می رسد روز یکه تنها ماند از من یادگار نامه های کهنه ای را که با اشک تر کنی می رسد روزی که در صحرای خشک بی کسی بوته های وحشی گل را ازغم پرپرکنی می رسد روزی که صبرت سرشوددرپای من ان زمان احساس امروز منو باور کنی

نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:1 توسط سرنوشت باما چه کرد|

سلام به دوستان گلم یه خبر تازه براتون دارم البته دست اولخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

  من امدم

 یه جیغ بلندبه افتخاررررررررررمن

خوب خوبه دیگه خودتو لوس نکن

  گواهینامه امو گرفتهتصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان ام نمیدونید چقدر خوشحالم بچه ها دیگه گفتم از این به بعد بریم بگردیم خوش باشیم خب بچه های بلاگ کی حاظر بیاااااااااااااااا دبریم بگردیم هر کی حاضر زودی باشید امشب دعوت باشه هر چی دوست دارین سفارش بدهین 36_1_51.gif خبتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com دیگه بعد از شام هم یه کم برقیص ایم بعد بریم برگردیم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمن در خدمت بچه های بلاگم  داداشی تو که حتما میایی مگه نه داداشی  حسین گلم  بریم هر کی می خواهد بیاد البته اول از همه شرط داره خب چه شرطی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//خب باید هر کی می خواهد بیاد همراه من البته فاتحه خودشو بخونه اینو من از همین حالا دارم بهتون میگمااااااااااااااااااادیگه کسی ناراحت نشه خب اماده اید بیریم حرکت

خب چرا می ترسی من که دیگه بلدم یه شوخی کوچکی بود تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

قربوووووووووووووووووون همتووووووووووووونبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

اگه میشه به وبلاگ داداشی حسین هم برید خوشحال میشم .............داداشی من از همین جا ازت تشکر می کنم واقعا شرمنده داداشی فدات شم این هم ادرس وبلاگ داداشیم/www.hoseinbaroon.blogfa.com/

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 23:3 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

ای خدا دلم گرفته بد جوردوست دارم یه همدمی داشتم زار زار گریه میکردم ..............ای خدا احساس می کنم توی این دنیا جایی واسه من نیست ای خدااااااااااااااااااااااااااا خسته ام از این دنیاااااا از همه حتی خودم دیگه اصلا حوصله هیچ کس ندارم ای خدا ...............از موقعی که نامزدم  حمید چیی امدم توی زندگیم دیگه روز خوب ندارم ای خداااااااااااااااااااا من دوست اش ندارم چرا پدرم ومادرم به من میگن برو خونه اشون ویا براش زنگ بزن اخه من دوست اش ندارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ای خدامن شب ها میشینم گریه می کنم به خدا میکم خدا من دیگه از این زندگی سیرم خدایا تا کی من باید توی این دنیا به خاطر حمید زجر بکشم ..........به خدا می گم هرچه زودتر خلاصم کن........................خسته ام ای خداااااااااااااااااااااا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 16:29 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

ایول امتحان ایین نامه قبول شدم

زودیییییییییییییییییییییییییییییی بچه های بلاگ شیرینی میل کنید

هرچیی میخواهین  سفارش بدهین بچه ها ایییییییییییییییییول 36_1_51.gifتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comحاضرین بعداز شام برقصیم من دوست دارم ساسی مانکن برقصم ولی شماهاااااااااااااااااااااااااااااااااااا دیگه نمی دونم هر چوری راحت تریندست دست دست بزنید خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irبچه ها شاد باشید دنیا دو روز تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:37 توسط سرنوشت باما چه کرد|

سلام به دوستانه گل خودم

خدایا چرابعضی ازپدرومادرها دخترهاشون را به زور واجبار شوهر می دهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا نمی خواهند بدانند که ما دیگربزرگ شوده ایم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدایا من از بسرمتنفرم چرااااااااااااااااهیچ کس احساس منو درک نمی کند

خدایا دیگه از طنع های مردم ومیگن چرا باهاش حرف نمی زنی ودیگه چرا عقد نمی کنی خسته شودم

خدایا فکرکنم توی این دنیا دیگه جای واسه من نیست من می خواهم بیام بیش تو خدایااااااااااااااااااااااااا؟؟

خسته اممممممممممممممممممم ازاین دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خسته ام نجات ام بده تا کییییییییخدایا بسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ازاین زندگی اجباری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بسه بسهههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 21:36 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام به دوستان گلم این اولین  اپ من در سال ۸۸ هست   وای من دیروز رفتم امتحان دادام بازم مردود شودم                                                       وای چقدر بد شود یعنی باورتون نمی شه من این دفعه وقتی که  داشتم می رفتم توی ماشین  یس هم خوندم شاید این دفعه دیگه خدا کمکم کنه  قبول بشم ولی متاسفانه گفت مردود شدی نمی دونی اولش یه کم ناراحت شودم بعد گفتم بی خیال کور بابای هر چه ایین نامه دیگه اصلا من نمیرم  ویا  اصلا کارتکسم پاره اش می کنم بی خیال یعنی باورتون نمی شه یکی از دوستام همرام بود گفت واقعا دوباره مردود شدی گفتم اه گفت چرا می خندی گفتم بی خیاللللللللللللللللللللللللللللللللللل دنیا دوروزه امروز نشودو هفته دیگه  
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 16:17 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

ـــسـلام بـه دوستانه گل خودم اميدوارم كه سال ۸۸ سالي پراز شادي ونشاط براي همه ي دوستانه گل خودم باشه ودوست دارم اين سال اصلاغـــــــــــــــــــــــــم وغــــــــصه توي دلهامون جا ندهيم بچه ها پاي سفره هفت سين دعا يادتون نره براي منم دعا كنيد اهوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا سالي پراز شادي وبدون غم وغصه داره ميادوبچه ها شريني زياد نخوريد چون تو ي اخباراعلام كرده   كه شيريني نخوريد چون ديابت در كمينه بچه ها عيدي واسه من يادتون نره بچه ها عیدتون مبارکککککککککککککککککککتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 22:3 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام به دوستان گل خودم که توی این مدت منو تنها نذاشتن

خب می خواستم این دفعه دردودلم از ته قلبم وبا وجودم خودم راخالی کنم وای وای می گم اگه بکن بیا عقد بکن وای من چه کار کنم خدایا کسی که من ازش فرارمی کردم وباید برم دست اش بگیرم نه غیره ممکنه ودیگه باید برم جلو مردم دست اش توی دستم باشه نه به خدا من اصلا دوست اش ندارم خدایا من حاضر نیستم نگاه اش بکنم وتازه دیگه باید من تا اخر عمرم هر جور اون خواست من براش باشم نه غیره ممکنه به خدا وقتی می بینمش همش ارزوی مرگ می کنم می گم خدایا چرا سرنوشت من این جوریه به خدا وقتی دوستام با عشقشون می بینم اتیش می گیرم وهمش از خدا ارزوی مرگ می کنم به خدا میگم منم دوست داشتم مثل اون پیش عشقم باشم می گم ای کاش که اون روز امده بود خواستگاریم فرار می کردم ویا به خودش می گفتم چند بار می خواستم خودکشی کنم ولی من ترسو وبز دل بودم مگه من چند ساله ام بود ۱۴ باورتون نمی شه حالاکه کسی منو می بینه به من می گه مگه تو نامزاد نداری چرا باهاش حرف نمی زنی به خدا دوست اش ندارم چراکسی احساس منو درک نمی کنه من باید به کی بگم به خاطره اینکه اقوام از هم می پاشن  من باید زن اش بشم به من چه اصلا حالا بینید یه اشی براتون می پزم که از خوردن اش من پشیمون بشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱من چهار سال زجر می کشم خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تاکی

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 0:6 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام دوستان گلم دلم براي همه تون تنگ ميشه واي واي واي واي واي چه قدر بده سرم خيلي شلوغه باورتون نميشه دلم همش پيش شماهاست دوستانه گلم برام دعا كنيد تا هر چه زودتر بيام پيش شما حالا هم امدم اپ مي كنم مادرم داره صدام ميكنه دوستون دارم به قده ستارگان _____&&& &&&_____________
____&&&&&&________________
___&&&*&&**___________________
_________**&&**___________________
_______**&&**______________________
________**&&**______________________
_______ __$$&$$$______ Love________$&$$$
______$$&&1111$$$&&_________ &&1111$$&&
___$$&&111111111$$$&&____&&1111111111$$&&
___$&1111111111111$$&&__&&111111111111$$$&
__$&1111111111111111$$&&111111111111111$$$&
__$&111111111$$$$1111$$1111$$$$111111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$1111$$$$$$$$$1111111$$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$1$$$$$$$$$$$11111111$$&
_$$11111111$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$111111111$&
__$111111111$$$$$_________$$$$$111111111$$&
__$&1111111111$$$$$$$$$$$$$$$$11111111111$&
___$111111111111$$$$$$$$$$$$111111111111$&
____&11111111111111$$$$$$111111111111111&
_ ____&11111111111111$$11111111&&111$$&&
____ __&&1111111111111111111111&&11$&&
______ __&&111111111111111111111&&1&
_________ _&&11111111111111111$&_&&دوستون دارم
__________ ___&&111111111111$$&___&&
__________ ______&&&1111111$&______&&&_&*
____________________&&&111& _____&&&&*
______________________&&&&&$ _______ &*
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 13:50 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام به دوستانه گل خودم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خدایا نمی دونم من ازش جدا شم ویا نه باهاش باشم من اصلا بهش علاقه ندارم باورتون نمي شه وقتي دوتا عاشق با هم مي ببينم خدايا اتيش مي گيرم به خدا ميگم مگه من توي اين دنيا چه گناهي انجام دادهم كه بايد مجازاتش راپس بدهم خدايا توي اين شهر شلوغ من هنوز گمشده ام را پيدا نكرده ام كسي كه دوستش دارم ونمي دونم كي!!!!!!!!!! خدايا من همنوز خودم را نشناختم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comخدايامن عشق مي خوتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comاهمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:37 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 19:40 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 15:11 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 22:2 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام به دوستانه گلم باورتون نمی شه توی این مدت چقدر دلم براتون تنگ شده بود اول که کامپیوترم خراب شده بود بعد هم که رفته بودم یه مسافرت کوتاهی

زندگی بدون عشق جهنمه خدایا خدایا!!!!!!!!!!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:57 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:46 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام به دوستانه گلم من دوباره امدم ......... خدایا نمیدونم بعضی مواقع ها به فکر میرم مگم خدایا چراخانواده ام منو به زور واجبار با کسی که دوستش نداشتم قبول کردم یعنی وقتی که به خودم فکر می کنم به خدا دلم برای خودم می سوزه می گم مگه دوستام خواستگار اولشون رد نمی کردند چرا مامان وبابای من با من این کارو کردندن تازه من توی اون دوران ۱۴ سال بیشر هم نداشتم بهم می گفتند دیگه کی میاد خواستگاری تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا من ۱۸ سال دارم به خدا باورتون نمی شه حالا اینقدر خواستگار دارم یکی از بسرها دست از سرم برنمی داره شما بگین من چه کار کنم من از همون دخترها نیستم که هربسری بهم شماره داد بهش زنگ ویا ازشون خوشم بیاد من از همون دخترها نیستم .................... یعنی باورتون نمی شه حالا هم شب ها گریه ام می گیره !هم من دلم برای خودم می سوزه هم بسر ه برام همه چیز می خره تازه برام شارژموبایل هم خرید بهم می گه خب چرا برام زنگ نمی زنی همش بهنونه می یارم یا می گم امتحان داشتم ویاهم بهش می گم من اصلا وقت ندارم می گه خب حداقل خونه مون که بیا باورتون می شه من وقتی میرم خونه اشون نیم ساعت بیشرهم نمی شینم چون دوست ندارم ادم وقتی کسی که دوستت نداره بهش تمام دنیا هم بدهند براش بازم جهنمه؟؟؟
نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 21:13 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 21:22 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام دوستانه گلم امیدوارم که حالتون خوب باشد

خدایا امروزخیلی دلم گرفته امروز رفتم امتحان ایین نامه داده ام مثل همیشه خراب کاری کرده ام بازم مردود شده ام اصلاه از رفتن خودم مثل گاو پشیمان ام خدایا دوست داشتم یه همدم ویاعشق باهاش دردو دل می کردم خدایا من چشم انتظارم .......................

نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 20:30 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام به دوستانه خودم من بازم  امد م اپ کنم

خدایا ........................چرازندگی برای من معنی نداره خدایا چرااحساس می کنم توی زندگی تنها هستم ولی دور و برم شلوغه خدایا............من توی زندگی ام یه عشق عشق عشق عشق می خواهم من باید دره چه خونه ی رابزنم تا عشقم راپیدا کنم خدایا کمکم کن برای زندگی دوباره

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 21:58 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 21:6 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

سلام بچه ها من دوباره امدم امیدوارم که حالتون خوب باشد خدایا عشق من کجاست به خدا زندگی بدون عشق اصلا معنی نداره خدایا دل خوشی من توی این دنیا چی باشه خدایا من دوست دارم توی زندگی یه عشق داشته باشم به خدا زندگی برایه من اصلا معنی نداره 
نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:30 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است

 بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است

بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست

 او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است

 صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست

در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است

 بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي

مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است

مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست

بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است

          غزل حجرت من را همه جا بنويسيد

          روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است

 

 

  دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است

نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:14 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

 

همیشه لازم  است با بدست آوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتاهست كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميكنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي كردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشد افسوس آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي ميكنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم وبعد براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم

 

 

گفت : ميخوام برات يه يادگاري بنويسم

گفتم : كجا؟

گفت : رو قلبت

گفتم: مگه ميتوني؟

گفت : آره سخت نيست

گفتم : باشه چرا معطلي؟ بنويس تا براي هميشه پيشم بمونه

يه خنجر برداشت

گفتم اين چيه؟

گفت : هيسسسسسسس

ساكت شدم

خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت دوستت دارم

اون رفته

كجا؟ نمي دونم

اما هنوز زخم خنجرش رو قلبم مونده

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:10 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

به راستي چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گريستن قلب ها و تظاهر به خوشحالي در اوج غمگيني و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهايي تنهايي و بي ياوري درحالي كه تظاهر    مي كني هيچ چيز برايت اهميت ندارد اما چه شيرين است درخاموشي وتنهايي به حال خود گريستن و باز هم نفرين به تو اي سرنوشت.

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:7 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

واسه غصه ي پاييز.. واسه تنهايي ميخك توي دفتر شعرم .. واسه سربلندي كاج تو زمستون .. واسه پروانه كه سوخت .. واسه شمعي كه آب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند كه سوختن يك طرفه هم ميتونه باشه

                             

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:5 توسط سرنوشت باما چه کرد| |

 

وقتي از مادر متولد شدم ،صدايي در گوشم طنين انداخت. كه بعد از اين با تو خواهم بود به اوگفتم كه كيستي ؟ گفت : غم فكر كردم غم عروسكي خواهد بود كه من بعدها با او بازي خواهم كر د ولي بعدها فهميدم ! كه من عروسكي هستم در دستان غم

استكان از دستم افتاد شكست پدرم ناراحت شد * مارم حرص خورد * برادرم گفت قشنگ بود * خواهرم گفت مال من بود ؟؟؟اما وقتي قلبم شكست هيچ كس چيزي نگفت *بميرم اي دل كه بي صدا شكستي...

 

 

 

 
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:4 توسط سرنوشت باما چه کرد| |


Design By : Night Skin

tml>