X
تبلیغات
خدایا فقط امیدم تویی

خدایا فقط امیدم تویی

بی خیال بابا

خدایا خسته ام ... از این زندگی ... از این دنیای به ظاهر زیبا ...

از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ...

خسته ام ... از دوری ...از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام

از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ...

آری پروردگارم از این دنیا خسته ام از آدم هایش

از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ...

پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از

عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ...

دیگر دست محبتی در میان مردم نیست

دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ

است ... به ظاهر پاک و صادقانه است ... ای خدایم ای معبودم خسته ام ... کو

زندگی پاک و مقدسانه ... کو دست عشق و محبت ... کو سفره ی وفا و

صداقت ...همه رفته اند و نیرنگ مانده است من خسته ام ...از این همه بی

وفایی ...از این همه درد انتظار ...از این همه حسرت ... از این همه اشک ... از این

همه ناله و فغان ... خسته ام ... آری ... خسته ام ... از دست خودم خسته ام از

دست این زندگی که برایم سیاه بختی آورده است خسته ام ...

از دست همه خسته ام...

از دست روزگار بی معرفت از دست  مردم بی معرفت ... ای خدایم دیگر از

زندگی سیرم ... از خودم سیرم ... از دنیا سیرم... ای خدایم گوش کن صدایم ...

من خسته ام...

 

 

زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم
آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 15:54 توسط نگین|
سلاممممممممممم به دوستان بامعرفت خودممممممممممممامیدوارم که سال ۹۱ سالی پربرکت وبدون غم وغصه باشه ای خداازت میخوام که سال ۹۱هرکی هرارزوی داره بهش برسه دوست دارم همه توی سال ۹۱ نیمه گمکشته اشون رو پیداکننای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایعنی نیمه گمکشته من کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدایااااااازت میخواممممممممممممم توی این سال ۹۱ هیچ دخترترشیده نباشه

یه شوهرهم نداریم که نازمون بکشه

ولیییییییییییییی بیخیال مجردی حال کن

:bahman-smile (25)::bahman-smile (25)::bahman-smile (25)::bahman-smile (25)::bahman-smile (25)::bahman-smile (25):

 

 

لحظه ای که سال تحویل می شه

تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه

تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال ۹۱مبارک

:bahman-smile (25)::bahman-smile (25)::bahman-smile (25):

ببخشیداگه اپ کردم کسی رو خبرنکردم

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 18:15 توسط نگین|
 

خسته شدم میخواهم در اغوش کرمت ارام کیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... زخم باهایم به من میخندند
خسته شدم بس که تنها دویدم...
اشک کونه هایم را باک کن وبر بیشانیم بوسه بزن....
می خواهم با تو کریه کنم....
خسته شدم بس که ...
تنهاکریه کردم...
می خواهم دست هایم را به کردنت بیاویزموشانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنهانشسته ام

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 14:40 توسط نگین|
http:www.hanaf.blogfa.com/

سلام دوستان گلم این اون یکی وبمه هنرم توش گذاشتم هرکی دوست داره بره نگاه کن

نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 20:16 توسط نگین
چقدر خوشبخته اونی که تورو داره

تو دوسش داری و دستاشو میگیری

میتونی تکیه گاهش باشی هر لحظه

با رویاهات داری دنیاشو میگیری

چقدر خوشبخته و اینو نمیدونه

که با تو زندگی کردن چقدر خوبه

تو اونجا شادی آرومی پر از عشقی

من اینجا تو دلم تردید و آشوبه

همه دنیای من مال تو بودن بود

حالا دیگه تورو داشتن یه رویائه

باید باور کنم سهم من این بوده

دلم بی تو چقدر خاموش و تنهائه

تو اونقدر خوبی که هر کی تورو داره

کنار تو براش دنیا بهشت میشه

همیشه توی این عشقای نافرجام

مقصر دست سرد سرنوشت میشه

تورو هرگز نداشتم اما میدونم

اونی که پیشته خوشبخت ترین میشه

براش با درد و غصه موندنم کم کم

با لبخند تو دیگه سخت ترین میشه

چقدر خوشبخته اونی که تورو داره

چقدر تلخه من اینجا بی تو آواره م

تو خوشبخت باش و من اینجا بدون تو

میشینم تا ابد روزامو میشمارم
 
 
 
 
 
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 14:29 توسط نگین|
خدایا...

کسی را که قسمت کس دیگریست...

سرراهمان قرارنده...

تاشبهای دلتنگیش برای ما باشد

وروزهای خوشش برای دیگری!!!

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 12:51 توسط نگین|

همیشه دوستت دارم عشق زیبای من

بگذار او باز هم مست عشق تو باشد

تا عشق هست ….

چرا دوری…چرا جدایی

زندگی فقط با بوسه هایی از عشق  زیباست

پس همیشه عاشق درآغوش عشق بمان

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 17:14 توسط نگین|
درباره ازدواج بسیار گفته و شنیده ایم. اما مطالبی كه در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.
از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حكم كلید راهنما را داشته باشد.

1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2- مردی كه به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4- زنی سعادتمند است كه مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی )

5- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10-داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

13- برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی )

14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی )

15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم . ( خانم پرل باك )

26- با زنی ازدواج كنید كه اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

28- برای یك زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” كر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس )

29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( كریستین )

30- تا یك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانكلین )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

36- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس)

37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

39- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بیكر)

40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش . ( سینكالویس)

41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

42- ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( یكی از دانشمندان لهستانی )

44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( كارول بیكر)

45- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا كریستی)

46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست ، تحمل كند. ( كینهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. ( شاو)

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 14:43 توسط نگین
 

سیگارت را له کن!

تلویزیون را خفه کن!

موبایلت را در سطل زباله بیانداز!

چشم‌هایت را ببند

و مرا ببین

که چه‌قدر بی‌قرار توام...

upsara

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 15:5 توسط نگین|
سلام مــاه مــن !

دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!

گفتم بیایم سراغ ِ خودت ..

احوال مهتابیت چطور است ؟!

چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!

چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!

چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟!

چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟!

چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !

راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ….؟!

می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟!

یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود …. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد !

تو فقط ماه من بمون و باش !

ماه من !

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ ,  بخش تصاویر زیباسازیhttp://end-lover.persianblog.ir  کلیک کنید

نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 19:18 توسط نگین

خدایا خیلی دلم گرفته اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اخه چراهیچ عشقی نداریمممممممم حداقل موقع تنهایی باهاش دردودل کنیم اخه چرا خدادیگه ازاین تنهایی خسته ام خیلی خسته ام  خدایاپس نیمه گمکشده من کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه نمیخوام تنهاباشم واقعادیگه ازتنهایی متنفرم

می خوام باعشقم دردودل کنم باهاش صحبت کنم همیشه کنارم باشه سرم بذارم روشونه هاش  نازم بخره اخه تواین دنیا هیچ کی نیست که نازمو بخره واقعااون هایی که توخیابون باعشق هاشون می بینم اتیش میگرم به خدا میگم چرااون هاجفتن من تنهاممممممممممممممم

نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 19:19 توسط نگین|
الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم

الو ... الو... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمی ده؟

یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس. بله با کی کار داری کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من می شنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم ...

هر چی می خوای به من بگو قول می دم به خدا بگم .

صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :

اصلا خدا باهام حرف نزنه گریه می کنما...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛

بگو زیبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی می کند بگو...دیگر بغض امانش را بریده بود

بلند بلند گریه کرد وگفت:

خدا جون خدای مهربون،خدای قشنگم می خواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...

چرا ؟این مخالف تقدیره .چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه

 فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟

مثل خیلی ها که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من الکی می گم با تو دوستم.

مگه ما باهم دوست نیستیم؟

پس چرا کسی حرفمو باور نمی کنه ؟

خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه این طوری نمی شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک گفت:

آدم ،محبوب ترین مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش می کنه...

کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب می کردند

 تا تمام دنیا در دستشان جا می گرفت.

کاش همه مثل تو مرا برای خودم ونه برای خودخواهی شان می خواستند .دنیا برای تو کوچک است ...

بیا تا برای همیشه کوچک بمانی وهرگز بزرگ نشوی...

کودک کنار گوشی تلفن،درحالی که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت

نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 12:30 توسط نگین|
شیلامممممممممم فدای دوستای خوشمنگل خودم برمممممم

دلم گرفته بود اومدم تو وب تا خودمو خالی کنم از دست این ادم هااخه چرا وقتی محل پسرها نمیذاری یاجواب تلفن هاش نمیدی میرن پشت سرت حرف الکی  میذانن اخه چراوقتی حرف هاش از یکی شنیدم بخدا شاخ در اوردمتاحالا دوتا ازدوست پسرهام که ترکشون کرده بودم  اینجوری بودن واقعا دیگه ازتمام پسرها میترسم حتی دیگه به دوچشم خودم هم اعتماد ندارم اخه اون ها میدونن که من به این چیزها خیلی حساسم میرن هرچه دلش میخواهنن پشت سرم حرف میزنن دیگه نمیخوام دوست پسر داشته باشم میخوام دیگه تنها باشم

نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 13:22 توسط نگین
یه سلاممممممم ویژه به دوستای گل خودمممممشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ

فدای دوستای گل خودم برمنمیدونم باید امروز خوشحال بشم یانه ولی خیلی دلم گرفته

اگه گفتین امروزچه روزیه؟؟؟؟؟؟

روزتولدمه

یکی از دوستام زنگ زدنگین جون تولدمیگیری ما بیایم بهش گفتم که دوستی بیخیال اصلاحوصله تولدگرفتن رو ندارم گفت اخه چرا؟؟؟؟؟؟ خب مامیایم دیگه تو هم لوس نشو دیگه ترانه های خوشگلتوکناربذارتا مابیایم واست بترکونیممنم بهش گفتم باشه دوستی

خب منم باید دیگه خوشحال باشم چون یک سال بزرگتر شدم

 خب بچه ها شما نمیاین وسط  من که رفتمممممممم

کیکمون  هم رسیدتوروخداازخودتون پذیرایی کنید من که خیلی خوشحالم

توروخدا زحمت نکشید منوشرمنده نکنید

می بوسمتون فعلا بای

شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

ببخشیداگه خبر ندادم

 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 18:13 توسط نگین|
از هم برای تو می نویسم ،

برای تو و برای قلبی كه برای تو می زنه

،دوست دارم برات بنویسم.

دوست دارم كه بیشتر بدونی چقدر دوستت دارم

ولی كجاست حروفی برای نوشتن از تو

بگو چگونه درك كنم لحظه های عاشقی رو ؟

من كلماتم را در وجود تو جاگذاشتم بگو چگونه اسمت را بنویسم ؟

وقتی اشك نمی گذارد.

اسمت رو به همراه ستاره می نویسم چون من و به یاد شبهای

تار عشق میندازه

بگو چگونه بعد از این تحمل كنم لحظات تنهایی را؟

با نوشتن لحظات تنهایی گریه ام می گیره چه برسه به ........؟
 
 
به انتظارت می نشینم پیام جون ......
 
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم عشقم باتمام وجودم عزیزم
 

 اگه تو رو دوســت دارم خيـــلی زياد، منو ببخش 
           اگه تويی اون که فقط دلم می خواد، منو ببخش

                             اگه دلم تنگ می شه خيــــــلی برات، منو ببخش 
                             اگه نگام گم می شه تو شهر چشات، منو ببخش

           منــــو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
           اگه همش پيش همه بهت می گم دوست دارم 

                               منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مـــــــی چينم 
                               منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مــــــی بينم

           منو ببخش اگه برات، ميميرم و زنده مــــی شم
           اگه با اين ديونگی هام پيش تو شرمنده میشم 

                                منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خــــــدا 
                                اگه پيش غريبه ها به جای تو می گم شــــــــــما

           منو ببخش اگه واسه چشمای تو خيلی کمـم
           تو يه فرشته ای و من، خيلی باشم يه آدمــم

                                 منو ببخش، من نمیخوام تو رو به ماه نشـون بدم 
                                نشونی تو، نه به شب و نه دست آســــمون بدم

             منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم 
            ببخش اگه کمــم ولی، زيادی عاشقت شـــــدم

✿....✿...اینم ادرس پیام جونم.....✿...✿

http://baharna.blogfa.com/

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 22:53 توسط نگین|
آمد رمضان و عید با ماست
قفل آمد و آن کلید با ماست

بربست دهان و دیده بگشاد
وان نور که دیده دید با ماست

آمد رمضان به خدمت دل
وان کش که دل آفرید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج
گنج دل ناپدید با ماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک
هر چند تن پلید با ماست

روزه به زبان حال گوید
کم شو که همه مرید با ماست

چون هست صلاح دین در این جمع
منصور و ابایزید با ماست

نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 14:50 توسط نگین|
من فقط یک پنجره میخواهم که بتوان از ان دنیایی سبز را دید

              من فقط یک قلم میخواهم

                                                قلمی که بتوان با ان غم های دنیا را خلاصه کرد......

من فقط یک لانه میخواهم

                                  لانه ای که بتوان خودرا باتنهایی در ان حبس نمود 

من فقط تو را میخواهم

                            تویی که مرا در مرداب غم تنها نگاشتی

سالهاست دلتنگت خواهم ماند

                                       میدانم برنخواهی گشت اماچاره ای نیست

خنده ای نیست

                                     عشقی نیست

                                                                                      ان چه مانده است

دوچشم خیس ویک قلب ناارام با گیتار شکسته ای

                                                  که صدایش قلبم را می لرزاند...........

می دانم نخواهی امد

                                  من پنجره ای میخواهم که از ان بتوان تورا دیدبا تو بودباتو خندید

خدایااااااااااااااااااافقط یه پنجره برای شروع دوباره .................. 

 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 17:55 توسط نگین|
خدا یا خیلی دلم گرفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کمکم کن
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 16:46 توسط نگین
1) برای همدیگر وقت صرف می کنیم .

2) به همه می گویم که دوستش دارم .

۳) برای قدردانی از محبت هایش ، نامهٔ عاشقانه ای برایش می نویسم .

۴) در جمع از او تعریف می کنم .

۵) وقتی غمگین است سعی می کنم ناراحتی اش را بفهمم و او را درک کنم .

۶) همیشه در اتفاقات خوب و مهم زندگی او را سهیم می کنم قبل از این که دیگران چیزی بدانند.

۷) در همه مراحل زندگی باهم برنامه ریزی می کنیم .

۸) همواره مراقبش هستم و به نیازهایش توجه خاصی نشان می دهم .

۹) آرامش را در همه حال حفظ می کنم .

۱۰) باورهایم را نسبت به او همواره حفظ می کنم .

۱۱) پس از به پایان رسیدن روزهای پرتحرک ، شب ها همه چیز را برایش تعریف می کنم .

۱۲) اولین کسی هستم که تولدش را تبریک می گویم .

۱۳) به کارهایی که برایم انجام می دهد توجه می کنم و قدردان محبت های او هستم .

۱۴) ازدواجمان را از موهبت های الهی می دانم .

۱۵) برای سلامتی اش صدقه می دهم .

۱۶) در یک مکان یادداشتی محبت آمیز برایش پنهان می کنم و او را راهنمایی می کنم تا پیدایش کند.

۱۷) در همه لحظات زندگی با گذشت رفتار می کنم .

۱۸) سعی می کنم که همیشه سرزنده و شوخ طبع باشم .

۱۹) کارهایی که نشان دهندهٔ محبتم نسبت به اوست برایش انجام می دهم .

۲۰) هرگاه از او خیلی عصبانی هستم به نکات مثبتش هم فکر می کنم .

۲۱) اگر احساس کنم از وسایل شخصی اش چیزی کم دارد ولی خودش نمی خرد، حتماً برایش تهیه می کنم .

۲۲) همه هدایایی را که به من داده است ، از صمیم قلب دوست دارم .

۲۳) همیشه دل آرام یکدیگر هستیم
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:51 توسط نگین|

نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 15:38 توسط نگین|
سلام خوفی به دوستانه گلم میدونی عاقبت زورگی من چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دارم ازش طلاق میگیرم بلاخره ارزوی هفت ساله ام براورده شد هیچ وقت زیر حرف بار زور نرینن بخدا زندگیم واسم جهنم بود هیچ معنی نداشت
نوشته شده در جمعه یکم بهمن 1389ساعت 13:44 توسط نگین|

خدایا کمکم کن که به مرور زمان به حمید دل وابسته شم خدایا هفته دیگه شاید عقد کنم خدایا خیلی سخته کسی را که دوست نداری بخواهی باهاش زندگی کنی

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 19:9 توسط نگین|

یه سلام همراه با بوی خوش بهار و به تمیزی تمام خونه های ایرانی ها

وای نمیدونید که چقده دلم براتون تنگ شده بود

امیدوارم که سال ۸۹ سالی باشه پربرکت شادی ونشاط وپرانرژی وبا موافقیت همراه باشه امیدوارم که این سال هر که هر ارزوی داره بهش برسه وهر مریضی شفا پیدا کنه وهر که عاشق به عشق اش برسه ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامیدوارم که دیگه از این به بعد عاشق ها چشم انتظار عشقشون نباشن  ای خدا چشم انتظاری رو به سر برسون وهرکه هرچه مشکلی داره حل بشه ای خدامن که سال ۸۸خیلی سال بدی برام بودامیدوارم که این سال ۸۹ هم برای خودم وهم برا ی دوستام سالی خوبه باشه انشا..................................خب بخندید بچه ها سال جدید امده غم وغصه دیگه بسه بخندید امیدوارم که توی این سال هم خودم دلم شاد باشه وهم دوستام امیدوارم که توی این سال غم وغصه توی دلمون راه ندیم  

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 13:53 توسط نگین|
دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
و هيچ چيز ،
نه اين دقايق خوشبو ، که روي شاخه نارنج مي شود خاموش ،
نه اين صداقت حرفي ، که در سکوت ميان دو برگ اين گل شب بوست ،
نه ، هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي رهاند.
و فکر مي کنم
که اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد

گاهي لازمه حرفاتو برا كاغذ تعريف كني بعدشم پاره ش كنيو بندازي دور ... خيلي دور ... دور تر از زمان ..............

بازم مثه هميشه نمي تونم اون حرفي كه تو دلمه رو بنويسم........
خدایا خیلی تنهام کمکم کن

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 19:35 توسط نگین|

برگ و باد
قصه برگ و با ده
تموم سرنوشتم
بهار و میخوام اما
پاییزیه سرشتم
یه جاده پیش رومه
که انتها نداره
دل مسافر من
دوباره بی قراره
تو شهری که تو باشی
می مونه این مسافر
دلخوش میشه به یک سقف
پرنده مهاجر
وقتی که تو بمونی
کنار من همیشه
دستای بی نصیبم
پرازستاره میشه
حرف پاییز ونزن
پیک بهاریم من وتو
ابری ازطراوتیم
باید بباریم من وتو
 

 برگ

         هرهربخند

گر گران گردیده مَهر دختران هرهر بخند// گرگرفتی قرض و وام از دیگران هرهر بخند
گر اجاره خانه روزانه به بالا می رود// یا گران شد قیمت آپارتمان هرهر بخند
گر که خالی کرد دانشگاه حساب بانکی ات// یا گران شد قیمت یک قرص نان هرهر بخند
گرکه ارج اسکناس هرروز پایین می رود// یا که بالا می رود قرب ژیان هرهر بخند
گر فشار خون تو هر روز بالا می رود// از ویزیت دکتروخرج کلان هرهر بخند
گر زنت با لنگه کفش کوبد به مغز تو مدام// تا به تو ثابت کند نقش زنان هرهر بخند
گرپسریا دخترت هرروز می خواهند زتو// کیف وکاپشن،مانتوو کفش گران هرهر بخند
گرپیاز و سیب زمینی درزمستان شد عزیز// یا که همچون کیمیا شد زعفران هرهر بخند
گر که در جهرم شده کمیاب لیمو ورطب// یا شده نایاب گز در اصفهان هرهر بخند
گر نخندی می کنی دق از فشار زندگی// پس به ریش بنده و هم این و آن هرهر بخند
گر نخندیدی و رفتی تو به دیدار اجل // چون تورا بُردند با تخت روان هرهر بخند
با چنین اشعار یک من غاز لوس و آبکی// گر شده «جاوید» جزء شاعران هرهر بخند

 

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 16:3 توسط نگین

وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني

 

حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني

 

به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي

 

رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي

 

وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه

 

فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه

 

قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني

 

خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني

 

حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم

 

امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم

 

حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو

 

فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو

 

حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني

 

حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني

 

حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات

 

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

 

وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري

 

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري

 

حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره

 

حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

 

حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر

 

امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر

 

حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني

 

بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني

 

حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي

 

رو دست مجنون بزني ، با غصه ها همخونه شي

 

حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

 

ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دست بدن

 

حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

 

کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن

 

حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت

 

مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت

 

وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري

 

ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري

 

حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه

 

به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه

 

حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني

 

غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني

 

حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ

 

عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ

 

حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني


پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني


حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن

 

پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن

 

وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي

 

نذار که از دستت بره ، اين گنجِ خيلي قيمتي

 

مادرم میگفت: عاشقی یك شب است و پشیمانی هزار شب.

حال هزار شب پشیمانم كه چرا یك شب عاشق نشدم..

دكتر شریعتی

 

 زندگي دفتري از خاطرهاست ...

يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...

يک نفر همدم خوشبختي هاست ،

يک نفر همسفر سختي هاست ،

چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...

ما همه همسفريم

نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 14:48 توسط نگین|

نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 14:1 توسط نگین|
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام به دوستای گل خودم فدای همتون شم وای اگه من این وبلاگ واین دوستای خوبی مثل شماها نداشتم باید دردو دلم به کی میگفتم ....دوستان گلم ازتون کمکم می خواستم ببینم من با حمید ازدواج کنم ایا عشق به وجود می اید وایا من خوشبحت میشم یانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من اصلا به او هیچ علاقه ای ونه به اوهیچ  احساسی  هم ندارم ولی مادرم وبدرم می گویند که حمید بسر خوبیه ولی من دوستش ندارم  ...می خواستم هر چه زودتر بهم کمک کنید چون من دو روز دیگه عقدمه وای خیلی بد کسی که به او هیچ علاقه ای نداری باید بشی همسر اینده اش وای خیلی بد....... من حالا افتادم توی یه چاه که هیچ راه نجات ندارم ...از خدا می خواهم که هیچ مسلمانی مثل من براش بیش نیاد همیشه از خدا خواستم وحالا هم ازش می خواهم که همه ی مسلمان به عشق واقعیشون برسن من حالا احساس میکنم که در زندگی شکست خوردم .............اصلا من توی این دنیا دل خوشیم چی باشه ای خدا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 19:7 توسط نگین
سلام به دوستانه گل خودم واییییییییییییییییییییییییییییییییییی نمیدونید چقدر دلم برای همه اتون تنگ شده بود تواین دوماه فداتون بشممممممممممم من

خدایا من از این زندگی سیرم اصلا من توی این دنیا به خاطر کی باید نفس بکشم به خاطر کی باید قلبم بزنه به خاطرکی صبح ها از خواب بیدار بشم خدایاااااااااااااااااااااااااااااابه خاطر کی خدایا من حالا چهارسال از نامزادی منو حمید میگذاره ولی هنوزکه هنوزه دوستش ندارم به خدا عشق به زوری به دست نمیاد ای خداتا کی من بایداین عذاب راتحمل کنم  خدایا بسهخدایا مگه من توی این دنیا چه گناهی کردم که باید اینجوری زجر بکشم اخه منم دوست دارم مثل بقیه ادم ها یه عشقی داشتم مگه چی میشد از این زندگی دیگه بیزارم دیگه طاقت این همه زجر ندارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم ای خدا ازت می خواهم هرچه زودتر ازاین تاریکی وبن بست نجاتم بدهی  خسته ام از این زندگی اجباری خدایا یه دری به رویم بازکندیگه حتی نمی تونم نفس بکشم ای خدااااااااااااااااااااااااااااا خسته ام

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:27 توسط نگین|

 

يـادتان اينجا بماند يادگار
نامتان در حرف دل شد ماندگار
امشـب اي ياران ، مـرا مهمان كنيد
چاره اي بـرسينـه ســوزان كـنيد
مســت مسـت بـاده نـابم كـنيد
از دعـا سيراب سيرابم كـنيد
گوشه اي افـتاده مست و باده نوش
درهمين دور و برا امشب خـموش

 

نظرات دوستان برام خاطره است چه اون دوستاني که هميشه نظرات محبت اميز داشتند و چه اون دوستاني که نظرات طنز اميز برايم به يادگار گذاشتند ، دوستان گلم نمیدونیدکه حالا چه حس بدی دارم که می خواهم ازتون جدا شم ..اگه خوبی وبدی از ما دیدن حلالم کنیداینو بدونید من هیچ وقت شماها را فراموش نمی کنم

  

 

خداحافظ  همین حالا

 

همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که...

بفهمی تر شدن چشمام

خداحافظ کمی غمگین

به یاد اون همه تردید

به یاد اون آسمونی که

منو از چشم تو میدید

    اگه گفتم خداحاففظ       نه اینکه رفتنت ساده ست

نه اینکه میشه باور کرد       دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اینکه          نبندی دل به رویاها

بدونی بی تو و با تو            همینه رسم این دنیا

خداحافظ

                                                                                                                  

نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 23:44 توسط نگین